ترجمه "lamb" به فارسی

بره, گوشت بره, گرامی بهترین ترجمه های "lamb" به فارسی هستند.

lamb verb noun دستور زبان

A young sheep, of up to one year of age. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • بره

    noun

    young sheep [..]

    The dragon feeds on horse and lamb alike.

    اژدها هم از بره تغذيه ميکنه و هم از اسب.

  • گوشت بره

    The most popular meats are beef, lamb, pork and bat.

    گوشتایی هم که بیشتر متداولند گوشت گاو, گوشت بره, گوشت خوک و گوشت خفاشن.

  • گرامی

    adjective
  • ترجمه های کمتر

    • guwsht brh
    • شیشک
    • گولو
    • عزیز
    • آدم آرام و بی آزار
    • آدم ساده لوح
    • آدم مظلوم
    • آدم معصوم (به ویژه طفل)
    • بره زاییدن
    • بچه گوسپند
    • بی تجربه
    • رجوع شود به Lamb of God
    • نور چشم
    • پوست بره (lambskin هم می گویند)
    • چارلز لمب (نویسنده ی انگلیسی)
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " lamb " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Lamb proper noun

A surname. [..]

+ اضافه کردن

"Lamb" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Lamb در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "lamb"

عباراتی شبیه به "lamb" با ترجمه به فارسی

  • پشم قره کل · پوست (یا پوستین) قره کل · گوسفند قره کل
  • والريانلا اوليتوريا · والریانلا لوکوستا
  • برهها
  • بازده توليد مثلي · بهرهدهی تولید مثلی · بهرهدهی جفتگيري · بهرهدهی زادگيري · توانايي توليد مثلي · ظرفيت توليد مثلي · كارايي توليد مثلي · نرخ آبستني · نرخ برهزايي · نرخ بزغالهزايي · نرخ خوكزايي · نرخ گوسالهزايي
  • بره خدا · حضرت عیسی
  • سکوت برهها
  • برهزايي · بزغالهزايي · تولد · تولهزايي · خوكزايي · زایمان · كرهزايي · گوسالهزايي
  • فاصله دو برهزايي · فاصله دو زایمان · فاصله دو كرهزايي · فاصله دو گوسالهزايي
اضافه کردن

ترجمه های "lamb" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه