ترجمه "lambing" به فارسی

برهزايي, بزغالهزايي, تولد بهترین ترجمه های "lambing" به فارسی هستند.

lambing noun verb دستور زبان

Present participle of lamb. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • برهزايي

  • بزغالهزايي

  • تولد

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • تولهزايي
    • خوكزايي
    • زایمان
    • كرهزايي
    • گوسالهزايي
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " lambing " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "lambing" با ترجمه به فارسی

  • guwsht brh · آدم آرام و بی آزار · آدم ساده لوح · آدم مظلوم · آدم معصوم (به ویژه طفل) · بره · بره زاییدن · بچه گوسپند · بی تجربه · رجوع شود به Lamb of God · شیشک · عزیز · نور چشم · پوست بره (lambskin هم می گویند) · چارلز لمب (نویسنده ی انگلیسی) · گرامی · گوشت بره · گولو
  • پشم قره کل · پوست (یا پوستین) قره کل · گوسفند قره کل
  • والريانلا اوليتوريا · والریانلا لوکوستا
  • برهها
  • بازده توليد مثلي · بهرهدهی تولید مثلی · بهرهدهی جفتگيري · بهرهدهی زادگيري · توانايي توليد مثلي · ظرفيت توليد مثلي · كارايي توليد مثلي · نرخ آبستني · نرخ برهزايي · نرخ بزغالهزايي · نرخ خوكزايي · نرخ گوسالهزايي
  • بره خدا · حضرت عیسی
  • سکوت برهها
  • فاصله دو برهزايي · فاصله دو زایمان · فاصله دو كرهزايي · فاصله دو گوسالهزايي
اضافه کردن

ترجمه های "lambing" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه