ترجمه "lambent" به فارسی

درخشان, تابناک, فروزان بهترین ترجمه های "lambent" به فارسی هستند.

lambent adjective دستور زبان

Brushing or flickering gently over a surface. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • درخشان

    adjective

    his eyes flaring wide, huge and lambent in his starved face.

    چشمهایش از تعجب گرد شده بود و در صورت گرسنگی کشیدهاش بزرگ و درخشان مینمود.

  • تابناک

    adjective
  • فروزان

    adjective
  • ترجمه های کمتر

    • نورانی
    • (شعله) ملایم
    • (مزاح یا طبع شاعری یا قریحه ی هنری) آرام و خوشایند
    • دارای نور ملایم
    • روشن وشفاف
    • روشنی بخش
    • شعله ور (به طور ملایم)
    • کم نور
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " lambent " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "lambent" با ترجمه به فارسی

  • با تابندگی ملایم چنانکه بتابد ولی نسوزاند
اضافه کردن

ترجمه های "lambent" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه