ترجمه "landscaping" به فارسی
پردیسهسازی, باغباني پرديسه, مراقبت از پرديسه بهترین ترجمه های "landscaping" به فارسی هستند.
landscaping
noun
verb
دستور زبان
Present participle of landscape. [..]
-
پردیسهسازی
-
باغباني پرديسه
-
مراقبت از پرديسه
-
ترجمه های کمتر
- معماري پرديسه
- نگهداري پرديسه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " landscaping " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "landscaping" با ترجمه به فارسی
-
نقاشی منظره
-
بافتهاي زمين · زمینبافتها
-
باغباني پرديسه · مراقبت از پرديسه · معماري پرديسه · نگهداري پرديسه · پردیسهسازی
-
عوارض ریختنگاری · مشخصههای فیزیکی پردیسه
-
حفاظت فضای سبز · حفاظت پردیسه · حفظ پردیسه · مدیریت پردیسه
-
حفاظت فضای سبز · حفاظت پردیسه · حفظ پردیسه · مدیریت پردیسه
-
باغ آرا · زمین آرا · محوطه ساز · گلشن ساز
-
(با خاکبرداری یا خاکریزی وگلکاری و غیره) زمین آرایی کردن · افقی · تابلو طبیعت · دورنما · ريختشناسي پرديسه · زمین چهر · زمین چهرنما · زمیننما · شاخه ای از عکاسی یا نقاشی یا فیلمبرداری و غیره که با نشان دادن مناظر طبیعی سر و کار دارد · ماحول سازی · محوطه سازی کردن · منظره · نقاشی یا عکس منظره · پردیسه · چشم افکن · چشم انداز · چشمانداز · گلشن سازی کردن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن