ترجمه "languor" به فارسی
رخوت, سستی, ضعف بهترین ترجمه های "languor" به فارسی هستند.
languor
noun
دستور زبان
(uncountable) a state of the body or mind caused by exhaustion or disease and characterized by a languid feeling: lassitude [..]
-
رخوت
nounA state of physical and/or mental weakness and a lack of vigor.
It was hot, with the sweet languor of a Pacific summer about it all.
هوا گرم بود، اما رخوت دلچسب تابستان اقیانوس کبیر در هوا موج میزد.
-
سستی
A languor, an intoxication, a voluptuous agony filled all his being.
این یک سستی، یک مستی، یک اضطراب شهوانی بود که در او نفوذ میکرد.
-
ضعف
-
ترجمه های کمتر
- خماری
- خمودی
- رنجوری
- علیلی
- وارفتگی
- تنبلی
- ناتوانی
- کندی
- از پا افتادگی
- بی تفاوتی
- بی حالی
- بی حوصلگی
- بی علاقگی
- بی میلی
- خواب آلودی
- ذله شدگی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " languor " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "languor" با ترجمه به فارسی
-
رویایی · ضعیف · مست · پژمرده
اضافه کردن مثال
اضافه کردن