ترجمه "lard" به فارسی
پیه خوک, چربی خوک, چربي خوك بهترین ترجمه های "lard" به فارسی هستند.
fat from the abdomen of a pig, especially as prepared for use in cooking or pharmacy [..]
-
پیه خوک
fat from the abdomen of a pig
and then she would fix them their dinner pails with more thick slices of bread with lard between them
و در ظرف ناهارشان چند قاش کلفت نان با پیه خوک
-
چربی خوک
nounpig fat in both its rendered and unrendered forms
It chanced that Durham had just put in a wonderful new lard machine
اتفاقا در همین موقع مؤسسه دورهام ماشین جدید و شگفتانگیزی برای چربی خوک بکار انداخته بود.
-
چربي خوك
-
ترجمه های کمتر
- چربزبانی
- آراستن
- (خوراک پزی) لایه های پیه یا گوشت خوک را لابلای گوشت مرغ و غیره قرار دادن
- بزرگ کردن
- روغن خوک
- روغن مالیدن به
- زیبا کردن
- چرب و نرم کردن
- چرب کردن
- چربی پشت
- گریس کاری کردن
- گوشت خوک
- گیرایی و جلا دادن به
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " lard " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
A surname.
"Lard" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Lard در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
تصاویر با "lard"
عباراتی شبیه به "lard" با ترجمه به فارسی
-
پیه لایه های قلوه ی خوک · چربی · چربی خوک