ترجمه "lastly" به فارسی

بالاخره, سرانجام, در پایان بهترین ترجمه های "lastly" به فارسی هستند.

lastly adverb دستور زبان

(sequence) Used to mark the beginning of the last in a list of items or propositions. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • بالاخره

    lastly, he has for the mistress of his will a certain Dulcinea del Toboso

    بالاخره دلبر و معشوقی دارد که به دول سینه دوتوبوزو شهرت دارد

  • سرانجام

    adverb

    lastly, by passing through a dark little room, owning Henry's authority

    سرانجام از اتاق کوچک و کم نوری گذشتند که مال هِنری بود

  • در پایان

    lastly she asked for the keys to Melqu'ades' room to see what state it was in.

    در پایان کارها به دنبال کلید اتاق ملکیادس فرستاد تا ببیند آنجا در چه وضعی ست.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " lastly " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "lastly" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه