ترجمه "latch" به فارسی

کلون, چفت, ضامن بهترین ترجمه های "latch" به فارسی هستند.

latch verb noun دستور زبان

A fastening for a door that has a bar that fits into a notch or slot, and is lifted by a lever or string from either side. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • کلون

    adjective noun

    fastening for a door

    It didn't have an iron latch on the front door, nor a wooden one with a buckskin string

    نه چفت آهن به درش داشت و نه کلون سنگین چوبی.

  • چفت

    noun

    He dashed to the door and fastened the latch.

    راسکلنیکف با شتاب به سوی در رفت و آن را چفت کرد.

  • ضامن

    noun

    It might be the selector latch!

    خب ، شاید مشکل از ضامن سلکتوره -!

  • ترجمه های کمتر

    • کلتد
    • بستن
    • رجوع شود به night latch
    • قفل توی در
    • قفل فنری
    • چفت و بست
    • چفت کردن
    • کشوی فنری
    • کلون (در)
    • کلون کردن
    • گیر و بست
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " latch " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

LATCH noun دستور زبان

Initialism of [i]Lower anchors and tethers for children[/i].

+ اضافه کردن

"LATCH" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای LATCH در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "latch"

عباراتی شبیه به "latch" با ترجمه به فارسی

  • ضامنی کردن · چفتی کردن
  • چفت در(که از بیرون با کلید باز می شود ولی از تو با فشار دکمه باز می شود)
  • ضامندار · چفت دار
  • ضامن · چفت
  • ضامنی کردن · چفتی کردن
  • ضامنی کردن · چفتی کردن
  • ضامن · چفت
  • ضامن · چفت
اضافه کردن

ترجمه های "latch" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه