ترجمه "late" به فارسی
دیر, مرحوم, تازه بهترین ترجمه های "late" به فارسی هستند.
(dialectal or obsolete) Manner; behaviour; outward appearance or aspect. [..]
-
دیر
adverbnear the end of a period of time [..]
I will set up my alarm o’clock in case I arrive at work late in the morning.
من ساعت زنگ دارم را کوک می کنم تا دیگر صبح دیر سر کار نروم.
-
مرحوم
adjectiveI am not talking of my late husband now!
البته من اکنون راجع به آن مرحوم صحبت نمیکنم.
-
تازه
adjectiveIt's too late now. Besides, it's starting to rain.
الان خیلی دیره. تازه بارون هم می خواد بیاد.
-
ترجمه های کمتر
- اخیر
- دیروقت
- سابق
- دیرگاه
- فقید
- جدید
- پیشین
- پسین
- شادروان
- dir
- تاخیردار
- جدیدالتاسیس
- متاخر
- فرجامین
- واپس
- اواخر
- در گذشته
- روان شاد
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " late " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
"Late" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Late در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "late" با ترجمه به فارسی
-
ایوار، شامگاه
-
بذرافشاني ديررس · زمان بذرافشانی
-
تازه به دوران رسیده · تازه معتقد · تازه وارد · نوکیسه
-
سوال و جواب
-
یونانی دیرگاهی (زبان یونانی پس از دوره ی کلاسیک : حدود 002 تا 006 میلادی)
-
لاتس
-
(شعر قدیم) رجوع شود به belated
-
دیر شکوفا (به ویژه در مورد کسانی که استعداد و نبوغ آنها دیرتر نمایان می شود) · دیررس · پس رس