ترجمه "latecomer" به فارسی

دیر, تازه وارد, دیر آیند بهترین ترجمه های "latecomer" به فارسی هستند.

latecomer noun دستور زبان

One who has arrived comparatively recently. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • دیر

    adjective noun adverb

    The mind can easily be distracted, perhaps by a crying infant or a latecomer looking for a seat.

    ممکن است صدای گریهٔ نوزادی یا تماشای فردی که دیر به جلسه آمده، به دنبال جای نشستن میگردد باعث حواسپرتی شود.

  • تازه وارد

  • دیر آیند

  • کسی یا چیزی که دیر می آید

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " latecomer " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "latecomer" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه