ترجمه "lated" به فارسی

(شعر قدیم) رجوع شود به belated ترجمه "lated" به فارسی است.

lated adjective دستور زبان

belated; too late [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • (شعر قدیم) رجوع شود به belated

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " lated " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "lated" با ترجمه به فارسی

  • ایوار، شامگاه
  • dir · اخیر · اواخر · تاخیردار · تازه · جدید · جدیدالتاسیس · در گذشته · دیر · دیروقت · دیرگاه · روان شاد · سابق · شادروان · فرجامین · فقید · متاخر · مرحوم · واپس · پسین · پیشین
  • بذرافشاني ديررس · زمان بذرافشانی
  • تازه به دوران رسیده · تازه معتقد · تازه وارد · نوکیسه
  • سوال و جواب
  • یونانی دیرگاهی (زبان یونانی پس از دوره ی کلاسیک : حدود 002 تا 006 میلادی)
  • لاتس
  • دیر شکوفا (به ویژه در مورد کسانی که استعداد و نبوغ آنها دیرتر نمایان می شود) · دیررس · پس رس
اضافه کردن

ترجمه های "lated" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه