ترجمه "latching" به فارسی
ضامنی کردن, چفتی کردن بهترین ترجمه های "latching" به فارسی هستند.
latching
noun
adjective
verb
دستور زبان
Present participle of latch. [..]
-
ضامنی کردن
-
چفتی کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " latching " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "latching" با ترجمه به فارسی
-
چفت در(که از بیرون با کلید باز می شود ولی از تو با فشار دکمه باز می شود)
-
بستن · رجوع شود به night latch · ضامن · قفل توی در · قفل فنری · چفت · چفت و بست · چفت کردن · کشوی فنری · کلتد · کلون · کلون (در) · کلون کردن · گیر و بست
-
ضامندار · چفت دار
-
ضامن · چفت
-
بستن · رجوع شود به night latch · ضامن · قفل توی در · قفل فنری · چفت · چفت و بست · چفت کردن · کشوی فنری · کلتد · کلون · کلون (در) · کلون کردن · گیر و بست
-
ضامن · چفت
-
ضامن · چفت
-
بستن · رجوع شود به night latch · ضامن · قفل توی در · قفل فنری · چفت · چفت و بست · چفت کردن · کشوی فنری · کلتد · کلون · کلون (در) · کلون کردن · گیر و بست
اضافه کردن مثال
اضافه کردن