ترجمه "laterality" به فارسی
تسلط, غلبه بهترین ترجمه های "laterality" به فارسی هستند.
laterality
noun
دستور زبان
the state or quality of being lateral [..]
-
تسلط
noun -
غلبه
nounYears later, he admits: “At times I still have those feelings, but I don’t let them overtake me.
این برادر سالها بعد چنین اذعان کرد: «گاهی اوقات همان تمایلات در من ایجاد میشود ولی نمیگذارم که بر من غلبه کند.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " laterality " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "laterality" با ترجمه به فارسی
-
تقسیمبندی وظایف مغز
-
بعداً میبینمت · به امید دیدار · می بینمت
-
ارتباطات جانبی
-
تفکر جانبی
-
رویه پهلویی
-
کمی دیرترش کن
-
الزام این است که کار در راس یا قبل از تاریخ معین تمام شود و دیرتر از آن مقدور نیست.
-
اخر · بعد(ها) · بعدا · بعداز · بعدتر · خلفی · در جستجوی · در صدد · درپی · دیرتر · مطابق · پس از · پشت سر
اضافه کردن مثال
اضافه کردن