ترجمه "later" به فارسی
دیرتر, بعدا, بعدتر بهترین ترجمه های "later" به فارسی هستند.
comparative form of late: more late [..]
-
دیرتر
adjectiveafterward in time [..]
And the later it fails, the worse the consequences.
هر چی دیرتر این عارضه معلوم بشه، اثرات بدتری می ذاره.
-
بعدا
adverbat some unspecified time in the future
If he calls, tell him I will get in touch with him later.
اگر او زنگ زد به او بگو که بعدا با او تماس می گیرم.
-
بعدتر
at some unspecified time in the future
They didn't begin to see it until much later as well.
همچنین خیلی بعدتر هم اون رنگ رو دیدند.
-
ترجمه های کمتر
- اخر
- بعد(ها)
- بعداز
- خلفی
- در جستجوی
- در صدد
- درپی
- مطابق
- پس از
- پشت سر
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " later " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
"Later" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Later در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "later" با ترجمه به فارسی
-
تقسیمبندی وظایف مغز
-
بعداً میبینمت · به امید دیدار · می بینمت
-
ارتباطات جانبی
-
تفکر جانبی
-
رویه پهلویی
-
تسلط · غلبه
-
کمی دیرترش کن
-
الزام این است که کار در راس یا قبل از تاریخ معین تمام شود و دیرتر از آن مقدور نیست.