ترجمه "lateral" به فارسی
جانبی, پهلویی, کنارین بهترین ترجمه های "lateral" به فارسی هستند.
lateral
adjective
verb
noun
دستور زبان
To the side; of or pertaining to the side. [..]
-
جانبی
adjectiveAnd I think in that sense, this fits really nicely with this lateral thinking idea.
و فکر می کنم این روش با ایدهً تفکرِ جانبی و خلاقانه متناسب باشد.
-
پهلویی
-
کنارین
-
ترجمه های کمتر
- جناحی
- برکران
- همخوان کناری (ل)
- کنارگین
- جنبی
- عرضی
- (به یک سوی یا طرف) پهلو سوی
- (زبان شناسی و آواشناسی) کناری
- (فوتبال امریکایی) رجوع شود به lateral pass
- (فوتبال امریکایی) پاس دادن به کنار
- (معدن) دالان فرعی (در راستای دالان اصلی)
- بخش کنارین
- شاخه ی پهلویی
- عضو کنارین
- کناری، جانبی
- یک وری
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " lateral " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "lateral" با ترجمه به فارسی
-
تقسیمبندی وظایف مغز
-
بعداً میبینمت · به امید دیدار · می بینمت
-
ارتباطات جانبی
-
تفکر جانبی
-
رویه پهلویی
-
تسلط · غلبه
-
کمی دیرترش کن
-
الزام این است که کار در راس یا قبل از تاریخ معین تمام شود و دیرتر از آن مقدور نیست.
اضافه کردن مثال
اضافه کردن