ترجمه "lather" به فارسی

کف, گرمی, نگرانی بهترین ترجمه های "lather" به فارسی هستند.

lather verb noun دستور زبان

The foam made by rapidly stirring soap and water. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • کف

    noun

    He marched back and forth, and by now he had worked up quite a bed of lather.

    ضخیمی از به جلو و عقب حرکت میکرد و با اینکار لایه کف تولید کرده بود.

  • گرمی

    noun
  • نگرانی

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • شور
    • (اسب و غیره) عرق کف آلود
    • (صابون و غیره) کف
    • (عامیانه) شلاق مفصل زدن
    • (عامیانه) هیجان
    • با کف صابون پوشاندن یا پوشیده شدن
    • به باد کتک گرفتن
    • تازیانه زدن
    • تاس کباب
    • شلاق خوردن
    • شکست دادن
    • صابون زدن
    • کف کردن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " lather " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "lather"

اضافه کردن

ترجمه های "lather" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه