ترجمه "launching" به فارسی

اغاز کار ترجمه "launching" به فارسی است.

launching noun verb دستور زبان

Present participle of launch. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • اغاز کار

    noun
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " launching " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "launching" با ترجمه به فارسی

  • سکوی پرتاب موشک
  • سکوی پرتاب موشک
  • سامانه یک بار مصرف پرتاب
  • (برای پرتاب موشک و غیره) سکوی پرتاب · سکوی پرتاب · سکوی پرتاب موشک · پرتابگاه (launching pad هم می گویند)
  • (موشک یا وسیله ی دیگری که فضا ناو و غیره را بر آن سوار کرده به هوا پرتاب می کنند) پرتاب رسان · وسیله پرتاب
  • خودرو زرهپوش پلگذار
  • (با: into) سرگرم کاری شدن · (به ویژه پرتاب های فضایی) وابسته به پرتاب · (در آغاز کردن کسب و غیره) به کسی کمک کردن · (سلاح آتشین) آتش کردن · (ضربه یا مشت و غیره) زدن · (معمولا با: out یا forth) به دریا رفتن · (موشک و غیره) پرتاب کردن (از کشتی هواپیمابر و غیره) · (کسی را) به کاری گماشتن · (کشتی و زیر دریایی و غیره) به آب انداختن · آغاز · آغاز کردن · افکندن 0 · افکنش · افکنشی · اقدام · اقدام به کار تازه ای کردن · اقدام كردن · انداختن · بارکاس · بزرگترین قایق نجات کشتی جنگی · به آب اندازی · به هوا فرستادن · دست به کار شدن (معمولابا: out یا forth) · دست زدن به · راه اندازی · غرق در کاری شدن · قایق موتوری (بی سقف یا نیمه سقف) · لنج · مبادرت · هوا کردن · وارد آوردن · پرتاب · پرتابش · پرتابشی · پرتابی · پرداختن به
  • (مدت زمانی که طی آن پرتاب ناو یا موشک به فضا عملی است) پنجره ی پرتاب
اضافه کردن

ترجمه های "launching" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه