ترجمه "lavishment" به فارسی

اسراف, ولخرجی بهترین ترجمه های "lavishment" به فارسی هستند.

lavishment noun دستور زبان

The act of lavishing.

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • اسراف

    for both love and kindness are the lavish generosity of noble natures.

    عشق و محبت تبذیر و اسراف روحهای بزرگ بشمارمی رود.

  • ولخرجی

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " lavishment " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "lavishment" با ترجمه به فارسی

  • اسراف · ولخرجی
  • (با: on یا upon) بی دریغ خرج کردن یا دادن · اسراف آمیز · اسراف کردن · افراط (در مصرف یا کاربرد) · افراط کار · بسیار · بی دریغ · بی مضایقه · بیش از حد · دست و دل باز · زیاد · سخاوتمند · فراوان · مجلل · مسرف · مسرفانه · مفرط · هرزگسار · هرزگساری کردن · ولخرج · گزاف کارانه · گشاده دست · گشاده دستی کردن
  • اسراف · ولخرجی
  • (با: on یا upon) بی دریغ خرج کردن یا دادن · اسراف آمیز · اسراف کردن · افراط (در مصرف یا کاربرد) · افراط کار · بسیار · بی دریغ · بی مضایقه · بیش از حد · دست و دل باز · زیاد · سخاوتمند · فراوان · مجلل · مسرف · مسرفانه · مفرط · هرزگسار · هرزگساری کردن · ولخرج · گزاف کارانه · گشاده دست · گشاده دستی کردن
اضافه کردن

ترجمه های "lavishment" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه