ترجمه "law-abiding" به فارسی
دادیک گرای, قانون مند, مطیع قانون بهترین ترجمه های "law-abiding" به فارسی هستند.
law-abiding
adjective
دستور زبان
Describing one who obeys laws. Not a lawbreaker. [..]
-
دادیک گرای
-
قانون مند
Must only associate with law-abiding citizens.
بايد فقط با شهروندان قانون مند برخورد داشته باشين
-
مطیع قانون
It just didn't seem in character, somehow, for correct, law abiding
آقای کراوچ مردی درستکار و مطیع قانون بود و این کار با شخصیت او جور در نمیآمد.
-
پیرو قانون
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " law-abiding " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن