ترجمه "lay" به فارسی
گذاشتن, خواباندن, نهادن بهترین ترجمه های "lay" به فارسی هستند.
lay
adjective
Verb
verb
noun
دستور زبان
A ballad or sung poem; a short poem or narrative, usually intended to be sung. [..]
-
گذاشتن
verbbut I helped to lay him in his coffin.
اما در به تابوت گذاشتن جسدش حضور داشتم.
-
خواباندن
verb -
نهادن
Verb verb
-
ترجمه های کمتر
- گذاردن
- بودوارش
- آهنگ
- تصنیف
- غیرمتخصص
- هشتن
- الحان
- (ادعا و غیره) کردن
- (انگلیس -خودمانی - به ویژه در امور بد) شغل
- (توپخانه) هدفگیری کردن
- (خودمانی) جماع کردن
- (در مورد پرز فرش یا پیچ و تاب رشته ی طناب و غیره) خواب 6
- (زمین) چینه بندی
- (شالوده و نقشه و طرح و غیره)ریختن
- (شرط و مالیات و غیره) بستن
- (صحنه ی فیلم و نمایش و غیره) بودن
- (عامیانه) رجوع شود به lie 2
- (عامیانه) شرایط استخدام یا فروش و غیره 7
- (محلی)آماده شدن برای
- (مرغ) تخم گذاشتن
- (معمولا با: on یا in) قرار دادن
- (مهجور) چامه
- (موکت و غیره) پهن کردن
- (کشتی رانی) رفتن
- (گناه و تقصیر و غیره را به گردن کسی) انداختن
- ارائه دادن
- اقامه کردن
- بودواری 5
- تخم کردن
- تخم گذاردن
- جماع 0
- دست به کار شدن 4
- زمان گذشته ی فعل : lie
- شعر کوتاه داستانی
- طرز قرار گیری
- غیر کشیش
- غیرحرفه ای
- فرو انداختن
- فرو نشاندن
- مردم غیر معمم یا غیر روحانی (در برابر: روحانی یا کشیش clergy)
- ناویژه کار
- نشانه گیری کردن 1
- نصب کردن
- نقشه کشیدن برای 3
- هم بستر شدن
- پستی و بلندی
- چیدن (آجر و غیره)
- کار و بار
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " lay " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Lay
proper
A river in western France. [..]
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Lay" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Lay در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
تصاویر با "lay"
عباراتی شبیه به "lay" با ترجمه به فارسی
-
آزمونهاي تخمگذاري · بازده تخم مرغ · بازده تخمگذاري · بهرهدهی تخمگذاری
-
چیدمان وظیفه ای
-
)رگراک( یراک زاب
-
مدفون ساختن · مقبره ساختن
-
منت گذاشتن
-
تخمریزی · تخمگذاري القايي · تخمگذاری
-
مرغهاي خانگي تخمگذار · مرغهای تخمگذار
-
چو ان لای (دولتمرد چینی)
اضافه کردن مثال
اضافه کردن