ترجمه "laxity" به فارسی

سستی, شلی, ترایمانی بهترین ترجمه های "laxity" به فارسی هستند.

laxity noun دستور زبان

The state of being lax; looseness, lack of tension. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • سستی

  • شلی

    I don't mean as to anything objectionable laxities or atheism, or anything of that kind, you know

    منظورم چیزهای بد شلی نیست میدانی که، خداشناسی، ولنگاری، یا از این قبیل چیزها

  • ترایمانی

  • ترجمه های کمتر

    • ریخنی
    • لینت
    • تسامح
    • آسان گیری
    • بی بند و باری
    • بی قیدی
    • سست انگاری
    • سهل انگاری
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " laxity " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "laxity" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه