ترجمه "lax" به فارسی

سست, شل, ترایمان بهترین ترجمه های "lax" به فارسی هستند.

lax adjective noun دستور زبان

lenient and allowing for deviation; not strict. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • سست

    I had no idea how lax your convictions had become.

    من هيچ ايده اي نداشتم که اينقدر ايمان شما ها سست شده

  • شل

    adjective

    That record's just like Ex-Lax.

    اون اهنگ مثل قرص شل کننده ي مدفوع ميمونه

  • ترایمان

  • ترجمه های کمتر

    • ریخن
    • لین
    • نرم
    • (آواشناسی - در مورد واکه هایی مانند e و i : ادا شده درحالی که عضلات آرواره و زبان شل و رها هستند) رها واکه (در برابر: تنیده واکه tense)
    • (دستگاه گوارشی) تندکار
    • (مدفوع انسان و حیوان) شل
    • (مزاج) روان
    • (گیاه شناسی - خوشه یا کلاله ی گل) ناپرپشت
    • آسان گیر (در برابر: سخت گیر strict)
    • بی قید و خیال
    • حالت اسهالی
    • دارای لینت
    • دارای لینت مزاج
    • سست انگار
    • شل و ول
    • شلی مدفوع
    • شکم روش
    • غیر متراکم
    • نا هم فشرده
    • هر چیز شل یا سست (در برابر سفت و به هم فشرده)
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " lax " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

LAX abbreviation

IATA airport code for Los Angeles International Airport.

+ اضافه کردن

"LAX" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای LAX در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "lax" با ترجمه به فارسی

  • تهوعآورها · داروهای معدی-رودهای · صفراآورها · مسهلها · ملينها
  • داروی ملین · روان کننده · ریخن گر · شل کننده · مسهل · ملین · نرم کننده · کارکن
اضافه کردن

ترجمه های "lax" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه