ترجمه "lawyer" به فارسی
وکیل, مدافع, قانوندان بهترین ترجمه های "lawyer" به فارسی هستند.
A professional person qualified (as by a law degree and/or bar exam) and authorized to practice law, i.e. conduct lawsuits and/or give legal advice. [..]
-
وکیل
nounprofessional person authorized to practice law [..]
He has married his daughter to a young lawyer.
او دخترش را به نکاح یک وکیل جوان درآورد.
-
مدافع
Or, maybe, those two lawyers their names arethere.
شاید بهتر با شه تلگراف و به آدرس وکلای مدافع بفرستیم اسمش ون تو روزنامه چاپ شده.
-
قانوندان
-
ترجمه های کمتر
- مشاور حقوقی
- وکیل دادگستری
- وکيل
- وکالت
- حقوقدان
- فقیه
- مدعی
- لیکو
- شارع
- وکیل دعاوی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " lawyer " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
A male given name
-
حقوق دان
It is a maxim among these lawyers that whatever has been done before
از کلمات قصاری که میان حقوق دان ان رایج است اینکه هر کاری که سابقاً کرده شده است
تصاویر با "lawyer"
عباراتی شبیه به "lawyer" با ترجمه به فارسی
-
(عامیانه) ملوان ستیزگر · ملاح جنجال دوست
-
(حقوق) وکیل کیفری · وکیل جزا · وکیل جنایی
-
شغل قضایی · وکالت دادگستری
-
وکیل بینالمللی
-
(آمریکا - عامیانه) وکیل دادگستری زرنگ و پشت هم انداز