ترجمه "leaden" به فارسی
سربی, سنگین, لخت بهترین ترجمه های "leaden" به فارسی هستند.
leaden
adjective
verb
دستور زبان
(dated) Made of lead. [..]
-
سربی
In the leaden backdrop of the dawn, the horseman stands in silence, the long mane of his horse, disheveled by the wind.
بر زمینه سربی صبح، سوار، خاموش ایستاده است و یال بلند اسب اش در باد پریشان می شود.
-
سنگین
adjective -
لخت
adjective noun
-
ترجمه های کمتر
- ناشاد
- کرخت
- کرخ
- محزون
- غمگین
- (مانند سرب) سنگین
- از سرب
- بی حس
- خاکستری مات
- دیر جنب
- سربی رنگ
- کند
- گرفته
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " leaden " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن