ترجمه "leafy" به فارسی
برگدار, پر برگ, برگی بهترین ترجمه های "leafy" به فارسی هستند.
leafy
adjective
دستور زبان
resembling a leaf [..]
-
برگدار
adjectiveYou might eat more leafy vegetables.
بايد سبزيجات برگدار بيشتر بخورين.
-
پر برگ
adjectiveAnd not only that — he would sometimes pick a leafy twig
و نه فقط این — بعضی وقتا هم یک شاخه پر برگ رو برمیداره و برگهاش رو میکنه.
-
برگی
and there it turned precariously southward along a shallow ledge outlined by occasional leafy trees.
این مسیر در آنجا به طرف جنوب میرفت و در آنجا گهگاه، درختان سبز و پرشاخ و برگی در دو طرفش مشاهده میشد.
-
ترجمه های کمتر
- برگسان
- برگ دیس
- برگ مانند
- برگ پهن
- برگ پوش
- دارای برگ های خوراکی
- دارای برگ های پهن
- پر شاخ و برگ
- پهن برگ
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " leafy " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "leafy" با ترجمه به فارسی
-
شباهت برگ · پر برگی
-
افوربیا اسولا · فرفيون برگي
-
سبزيجات سبز · سبزيجات پربرگ · سبزيجات گلآذيني · سبزیجات برگی
-
اژدهای دریایی برگدار
اضافه کردن مثال
اضافه کردن