ترجمه "league" به فارسی

فرسخ, اتحاد, اتحادیه بهترین ترجمه های "league" به فارسی هستند.

league verb noun دستور زبان

A group or association of cooperating members. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • فرسخ

    noun

    distance

    We mount them and before daylight are twenty leagues distant.

    هنوز روز نشده بیست فرسخ از اینجا دور هستیم.

  • اتحاد

    noun

    Then why travel with the league?

    پس چرا با اتحاد سفر ميکنن ؟

  • اتحادیه

    noun

    We had to bring, in this case, the Arab League in.

    ما باید، در این مورد، اتحادیه عرب را درگیر می کردیم.

  • ترجمه های کمتر

    • هم پیمان شدن
    • لیگ
    • انجمن
    • پیمان
    • جامعه
    • مجمع
    • دسته
    • فرسنگ
    • رده
    • گاوبندی
    • طبقه
    • پیمانگان
    • مشاوره
    • مذاکره
    • جور
    • (جنوب غرب ایالات متحده) 0044 اکر (acres)
    • (عامیانه - تقسیم بندی برحسب طبقه یا مرغوبیت یا نوع و غیره) رده بندی
    • (معیار سنجش فاصله که طول آن در کشورهای انگلیسی زبان برابر است با 3 میل دریایی یا 8/4 کیلومتر) لیگ
    • (ورزش - چند تیم که بیشتر با هم مسابقه می دهند و قهرمان آنها با برندگان سایر لیگ ها مسابقه می دهد) گروه ورزشی
    • اتحادیه تشکیل دادن
    • زد و بند
    • زد و بند کردن
    • لیگ (یکا)
    • متحد کردن
    • گاوبندی کردن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " league " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "league" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "league" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه