ترجمه "leak" به فارسی

نشت, ترشح کردن, چکه کردن بهترین ترجمه های "leak" به فارسی هستند.

leak adjective verb noun دستور زبان

A crack, crevice, fissure, or hole which admits water or other fluid, or lets it escape. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • نشت

    noun

    hole which admits water or other fluid, or lets it escape

    Whether they leak out depends on their size.

    اینکه به بیرون نشت کنند یا نه به اندازه آنها بستگی دارد.

  • ترشح کردن

    verb
  • چکه کردن

    verb

    Yet I don't stop to plug my leak;

    با وجود این دست از کار بر نمیدارم که جلو چکه کردن خودم را بگیرم.

  • ترجمه های کمتر

    • چکه
    • سوراخ
    • تراوش
    • درز
    • رخنه
    • افشا
    • ترک
    • تراویدن
    • فراریزش
    • هرزش
    • روزن
    • سرایت
    • (آب و غیره) پس دادن
    • (برق : هدر رفتن برق به واسطه ی نقص اتصال و عایق بندی) هرز برق
    • (به بیرون یا درون) درز کردن
    • (به طور عمدی یا اتفاقی) آشکار شدن
    • (خبر و غیره) درز کردن
    • (خودمانی) پیشاب کردن (معمولابه صورت : شاشیدن
    • (معمولا با: out یا in) نشت کردن
    • آب گرفتن
    • اتلاف برق
    • افشا کردن یا شدن
    • تراوش كردن
    • درز کردن خبر (news leak هم می گویند)
    • سوراخ بودن (و آب رد کردن)
    • شاش کردن to take a leak)
    • فراریز شدن
    • هرزگاه برق
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " leak " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "leak"

عباراتی شبیه به "leak" با ترجمه به فارسی

  • ادرار کردن · کار بیهوده کردن
  • نشت حافظه · کمبود حافظه
اضافه کردن

ترجمه های "leak" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه