ترجمه "lease" به فارسی

مدت اجاره, اجاره, اجارهنامه بهترین ترجمه های "lease" به فارسی هستند.

lease adjective verb noun دستور زبان

(transitive, chiefly dialectal) to gather. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • مدت اجاره

    period of such a contract

    Every apartment was occupied, and they were all on long term leases.

    اپارتمان های مجتمع همه اشغال بودند، و همه هم برای مدت طولانی مدت اجاره شده بودند.

  • اجاره

    noun

    Well, now I'm leasing it for under a dollar a square foot.

    خوب ، الان دارم متري کمتر از يه دلار اجاره ش ميدم.

  • اجارهنامه

    contract granting use or occupation of property

  • ترجمه های کمتر

    • اجاره دادن
    • اجاره کردن
    • کرایه دادن
    • اجاره نامه
    • کرایه
    • لیزینگ
    • اجیرکردن
    • سلاک
    • هراجا
    • (خانه و غیره) اجاره
    • اجاره کردن یا دادن
    • ملک اجاره ای (استیجاری)
    • پروانه دادن
    • کرایه کردن یا دادن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " lease " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Lease
+ اضافه کردن

"Lease" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Lease در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "lease" با ترجمه به فارسی

  • (مهجور) دروغ · دروغین
  • اجاره سرمایه ای
  • خطوط استیجاری
  • (قراری که طبق آن یک شرکت یا غیره برای به دست آوردن نقدینه ملکی را می فروشد و اجاره می کند) اجاره پس از فروش (sale and lease-back هم می گویند)
  • تامین مالی از طریق قرارداد اجاره مالی
  • اجاره های قابل سرمایه ای کردنسرمایه ای کردنی
  • قانون وام و اجاره
  • موجر
اضافه کردن

ترجمه های "lease" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه