ترجمه "leash" به فارسی

قلاده, افسار, سه بهترین ترجمه های "leash" به فارسی هستند.

leash verb noun دستور زبان

(US) A strap, cord or rope with which to restrain an animal, often a dog. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • قلاده

    for dogs and other animals

    Yeah, well, then you keep him on a leash!

    آره ، خب پس يه قلاده بهش ببند.

  • افسار

    Maybe we could keep him on a short leash.

    شايد بتونيم اون رو با يه افسار کوچيک نگه داريم

  • سه

    noun

    Maybe we should put him on a child leash.

    واسه سه تا بچمون هم که شده بايد اينکارو کنيم

  • ترجمه های کمتر

    • پالهنگ
    • مرس
    • لگام
    • کمند
    • (شکار- به ویژه در مورد سگ تازی) سه عدد
    • (طناب یا ریسمان یا تسمه و غیره که با آن سگ و غیره را به جایی می بندند یا مهار می کنند) قلاده
    • (مجازی) مهار
    • سه تا سگ
    • سه لا
    • قلاده زدن به
    • لگام زدن
    • مرس کردن
    • مهار کردن
    • پالهنگ کردن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " leash " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "leash"

اضافه کردن

ترجمه های "leash" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه