ترجمه "least" به فارسی

کمترین, (جانور شناسی) ریز, (صفت عالی واژه ی : little) احقر بهترین ترجمه های "least" به فارسی هستند.

least adverb adjective noun دستور زبان

Superlative form of little.;The smallest amount of [something uncountable]. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • کمترین

    adjective

    I shall tell everything I saw if you do the least thing against him.

    اگر کمترین کاری بر ضد او بکنید هرچه دیدهام همه را خواهم گفت.

  • (جانور شناسی) ریز

  • (صفت عالی واژه ی : little) احقر

  • ترجمه های کمتر

    • اصغر
    • اقل
    • بسیار کوچک (در اسم گونه ها و نوع ها به کار می رود)
    • به کمترین میزان (یا مقدار)
    • جزیی ترین
    • ناچیزترین
    • کمترین چیز
    • کمترین کار
    • کمین
    • کوچکترین
    • کوچکترین عامل
    • کوچکین
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " least " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "least" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "least" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه