ترجمه "leather" به فارسی

چرم, چرمی, چرمین بهترین ترجمه های "leather" به فارسی هستند.

leather adjective verb noun دستور زبان

A tough material produced from the skin of animals, by tanning or similar process, used e.g. for clothing. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • چرم

    noun

    material produced by tanning animal skin [..]

    This stool is made up of leather and wood.

    این چهارپایه از چرم و چوب درست شده است.

  • چرمی

    adjective

    made of leather

    There was the jangling of bits and the strain of leather and the sound of voices.

    صدای مهمیزها و عنانها و زین چرمی با صدای سواران درآمیخته بود.

  • چرمین

    Then he put on quickly some old untidy garments, and fastened round his waist a worn leather belt.

    سپس به سرعت لباس کهنه نا آراستهای را پوشید و کمربند چرمین فرسودهای را دور کمرش بست.

  • ترجمه های کمتر

    • شلاق
    • تیماج
    • سختیان
    • پرنداخ
    • (عامیانه) شلاق زدن
    • تازیانه زدن
    • تسمه ی چرمی
    • هر چیز چرمی یا ساخته شده از چرم
    • پره ی گوش سگ
    • چرم پوش کردن
    • چرمی کردن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " leather " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Leather
+ اضافه کردن

"Leather" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Leather در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "leather"

عباراتی شبیه به "leather" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "leather" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه