ترجمه "leathern" به فارسی
چرمی, چرمین, چرمدار بهترین ترجمه های "leathern" به فارسی هستند.
leathern
adjective
دستور زبان
(dated) made of leather [..]
-
چرمی
adjectiveHe took from the box a small sword in an old shabby leathern scabbard.
از درون جعبه شمشیر کوچکی با غلاف چرمی کهنه و قدیمی بیرون آورد.
-
چرمین
when Captain Ahab came along, carrying in his hand a small rusty looking leathern bag.
که ناخدا اهب در حالی که کیسه چرمین پوسیده نمایی به دست داشت فرا رسید.
-
چرمدار
-
ترجمه های کمتر
- چرمسان
- چرم مانند
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " leathern " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "leathern" با ترجمه به فارسی
-
بدره، بدری،بدله · خریطه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن