ترجمه "leathery" به فارسی
چرمی, چغر, سفت بهترین ترجمه های "leathery" به فارسی هستند.
leathery
adjective
دستور زبان
Having the consistency, feel, or texture of leather. [..]
-
چرمی
adjectiveA leathery wrinkle parted to reveal a liquid glint of elephant eye.
تودة چرمی چروکیدهای باز شد تا درخششی از چشم مرطوب فیل را آشکار کند.
-
چغر
there remained a whole lot of small patches of brown leathery stuff that no amount of washing would get off.
گله گله چسب خشکیده و چغر قهوه ای باقی مانده بود که با هیچ آبی پاک نمیشد.
-
سفت
adjectiveIt was small and leathery looking
موجود سفت و کوچکی بود
-
ترجمه های کمتر
- چرمسان
- مانند چرم (از نظر نما یا محکمی یا زبری)
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " leathery " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن