ترجمه "legislative" به فارسی
مقننه, قانونی, پارلمان بهترین ترجمه های "legislative" به فارسی هستند.
legislative
adjective
noun
دستور زبان
Making, or having the power to make, a law or laws; lawmaking; - distinguished from executive: as, a legislative act, a legislative body. [..]
-
مقننه
adjectiveIn 1813 the cowardly breach of silence of that taciturn legislative body
در 1813 درهم شکستن بیشرفانه سکوت آن هیئت مقننه صامت
-
قانونی
adjectiveBut it's best addressed with legislation targeting those specific abuses,
اما تنها در مواجه قانونی با این مورد خاص سوءاستفاده میتوان با آن برخورد کرد
-
پارلمان
noun
-
ترجمه های کمتر
- قانون گذار
- مجلس شورا
- وابسته به قانون گذاری
- وابسته به قوه ی مقننه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " legislative " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "legislative" با ترجمه به فارسی
-
اساسنامه · قانون · قانون موضوعه
-
نماینده مجلس قانونگذاری
-
قانونگذاري بهداشت همگانی · قانونگذاری بهداشت عمومی
-
قوه مقننه · مجلس شورای ملی · مجلس قانونگذاری
-
قانون تصویب کردن یا شدن · قانون وضع کردن · قانون گذاری · قانون گذاری کردن · وضع شدن
-
قانونگذاری کار
-
قانونگذاری قرارداد
-
قانون كشاورزي · قانون كشاورزي و روستايي · قانون کشاورزی · قانونگذاری کشاورزی و روستایی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن