ترجمه "legislator" به فارسی
قانونگذار, مقنن, شارع بهترین ترجمه های "legislator" به فارسی هستند.
legislator
noun
دستور زبان
Someone who creates or enacts laws, especially a member of a legislative body. [..]
-
قانونگذار
nounwho creates or enacts laws
-
مقنن
Someone who creates or enacts laws, especially a member of a legislative body.
yet the American fishermen have been their own legislators and lawyers in this matter.
باز هم وال گیران آمریکایی در این مسئله مقنن و وکیل مدافع خود بودهاند.
-
شارع
noun
-
ترجمه های کمتر
- عضو هیات مقننه
- قانون گذار
- قانون گزار
- نماینده ی مجلس شورا (یا پارلمان)
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " legislator " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "legislator" با ترجمه به فارسی
-
اساسنامه · قانون · قانون موضوعه
-
نماینده مجلس قانونگذاری
-
قانونگذاري بهداشت همگانی · قانونگذاری بهداشت عمومی
-
قوه مقننه · مجلس شورای ملی · مجلس قانونگذاری
-
قانون تصویب کردن یا شدن · قانون وضع کردن · قانون گذاری · قانون گذاری کردن · وضع شدن
-
قانونگذاری کار
-
قانونگذاری قرارداد
-
قانون كشاورزي · قانون كشاورزي و روستايي · قانون کشاورزی · قانونگذاری کشاورزی و روستایی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن