ترجمه "legs" به فارسی
ساقها, اندامهای حرکتی, پاها بهترین ترجمه های "legs" به فارسی هستند.
legs
verb
noun
Plural form of leg. [..]
-
ساقها
You should stretch your legs, back and arms regularly.
باید به طور منظم ساقها و نیز عضلات پشت و بازوهایتان را در شـرایـط کشش قرار بدهید.
-
اندامهای حرکتی
-
پاها
You're not you because of your legs, your arms, your hands.
یه انسان وجودشو از دست و پا و عضلاتش نمیگیره.
-
پاها (از بالای زانو تا مچ پا)
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " legs " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Legs
Legs (Chinese constellation)
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Legs" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Legs در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "legs" با ترجمه به فارسی
-
کاکایی صخرهنشین پاسیاه
-
کاکایی صخرهنشین پاقرمز
-
پاهاي قورباغه (غذا) · پای قورباغه
-
سندروم پای بیقرار
-
باکلان پاقرمز
-
زنگار · ساپورت (لباس)
-
(روش نشستن) پا روی پا · چارزانو · چهار زانو
-
یلوه پاتوسی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن