ترجمه "lemons" به فارسی

لیموها ترجمه "lemons" به فارسی است.

lemons noun

Plural form of lemon. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • لیموها

    The lemon too lemon.

    لیموها خیلی لیمویی بودند

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " lemons " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "lemons" با ترجمه به فارسی

  • (از ریشه ی فارسی) · (امریکا - خودمانی) آدم بی عرضه · (امریکا - خودمانی) کالای بنجل · (رنگ) زرد کمرنگ · (گیاه شناسی) درخت لیمو ترش (Citrus limon) · اتومبیل بدکار و پر دردسر · از لیمو · به درد نخور · دارای طعم لیمو ترش · دارای لیموترش · ذرت · رنگ زرد لیمویی · ليمو · لیمو · لیمو ترش · لیموترش · لیمون · لیمویی
  • حلواماهیان · لاسكار · ماهيان حلوا · ماهی حلوای لیمویی
  • آب نبات لیموترش · آب نبات لیمویی
  • (معرب) بادرنجبویه (Melissa officinalis که برگ های خوشبوی آن برای طعم افزایی در خوراک پزی وداروسازی کاربرد دارد) · (گیاه شناسی) بادرنگبویه · بادرنجبویه · فرنجمشک · پرنجمشک · پونه
  • ذرت · رنگ زرد لیمویی
  • آبلیمو
  • کره با چاشنی لیمو ترش (که روی نان می مالند) lemon butter sauce( -2 هم می گویند) سس حاوی کره و آب لیمو ترش و ادویه (که با ماهی و غیره می خورند)
  • لیمو شیرین
اضافه کردن

ترجمه های "lemons" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه