ترجمه "lengthy" به فارسی

مطول, دراز, طولانی بهترین ترجمه های "lengthy" به فارسی هستند.

lengthy adjective دستور زبان

long and overextended, especially in time rather than dimension [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • مطول

    adjective
  • دراز

    adjective

    So, our lengthy negotiations with the daughter were in vain.

    خب مذاکرات دراز مدت ما با دختر وي بيهوده بودن

  • طولانی

    adjective

    The peace we have today is the result of lengthy peace talks.

    صلحی که ما امروز داریم، نتیجه مذاکرات طولانی صلح است.

  • ترجمه های کمتر

    • مفصل
    • دیرپای
    • دیریاز
    • خسته کننده
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " lengthy " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "lengthy" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "lengthy" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه