ترجمه "leniently" به فارسی
بملایمت, بنرمی, با مدارا بهترین ترجمه های "leniently" به فارسی هستند.
leniently
adverb
دستور زبان
In a lenient manner. [..]
-
بملایمت
-
بنرمی
-
با مدارا
DA can be persuaded to look leniently on that.
ميشه دادستان کل رو ترغيب کرد که به اين پرونده با مدارا نگاه کنه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " leniently " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "leniently" با ترجمه به فارسی
-
(قدیمی) دلنواز · آرام بخش · آسان گیر · آسان گیرانه · ارفاق آمیز · با گذشت · بامدارا · باگذشت · مداراآمیز · ملایم · گنه بخش
اضافه کردن مثال
اضافه کردن