ترجمه "let" به فارسی

گذاشتن, اجازه دادن, اجاره دادن بهترین ترجمه های "let" به فارسی هستند.

let verb noun دستور زبان

(transitive) To allow, not to prevent (+ infinitive, usually without to). [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • گذاشتن

    verb

    They let us watch a stupid documentary about crack, but I can't watch my own brother fighting.

    اونا گذاشتن اون مستند لعنتي رو درباره کرک تماشا کنيم ولي نمي تونم مبارزه برادر خودم رو ببينم.

  • اجازه دادن

    Verb

    This is what we get for letting civilians into space.

    اينم پاداش ما براي اجازه دادن به غيرنظاميا براي رفتن به فضا.

  • اجاره دادن

    An inn keeper has always a horse to let

    صاحب مهمان خانه همیشه اسبی را برای اجاره دادن نگه داری میکرد

  • ترجمه های کمتر

    • کرایه دادن
    • مانع
    • رخصت دادن
    • ریختن
    • کوچک
    • (تنیس و برخی بازی های دیگر) دخالت باحرکت گوی
    • (خانه یا آپارتمان وغیره) اجاره دادن
    • (قدیمی) جلوگیری کردن
    • - چه [piglet]
    • بازداری کردن
    • باشد که
    • به عنوان امر مودبانه : بیایید
    • به عنوان امر و نهی تهدید آمیز: (اگر جرئت دارد) بگذار بکند
    • بگذار(ید) که
    • بیرون دادن
    • روا کردن
    • فرض کردن
    • مانع (بیشتر به این صورت به کار می رود: بدون مانع و رادع without let or hindrance)
    • مجاز کردن
    • ندیده گرفتن
    • هرچیز کوچکی که به بدن آویخته یا زده شود [armlet]
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " let " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

LET noun

a brutal terrorist group active in Kashmir; fights against India with the goal of restoring Islamic rule of India; "Lashkar-e-Toiba has committed mass murders of civilian Hindus"

+ اضافه کردن

"LET" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای LET در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "let" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "let" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه