ترجمه "lest" به فارسی
تا, مباد, تا اینکه بهترین ترجمه های "lest" به فارسی هستند.
lest
conjunction
For fear that; that . . . not; in order that . . . not; in case. [..]
-
تا
noun adpositionThey will be obsessed with security, lest the Muggles notice anything.
تمام فکرو ذکرش ون برقراری امنیت و آرام شه تا یه وقت مشنگ ها متوجه چیزی نشن
-
مباد
-
تا اینکه
-
نکند
Let them do this lest they areceive none inheritance, save it be by the shedding of blood.
بگذارید آنها این کار را بکنند مبادا آنها هیچ میراثی دریافت نکنند، مگر با خونریزی.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " lest " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "lest" با ترجمه به فارسی
-
تیمور شرقی · تیمور-لسته · جمهوري دموكراتيك تيمور-لسته
-
جمهوري دموكراتيك تيمور-لسته
-
تیمور شرقی · تیمور-لسته · جمهوري دموكراتيك تيمور-لسته
-
تیمور-لسته
اضافه کردن مثال
اضافه کردن