ترجمه "lesson" به فارسی
درس, تکلیف, عبرت بهترین ترجمه های "lesson" به فارسی هستند.
lesson
verb
noun
دستور زبان
A section of learning or teaching into which a wider learning content is divided. [..]
-
درس
nouna section of learning or teaching
Grandfather teaching me most important lesson of all.
پدر بزرگم مهم ترين درس بين آن ها رو به من ياد داد.
-
تکلیف
nouna learning task assigned to a student
-
عبرت
nounBut this is the time to teach these school authorities a lesson.
اما وقتشه به اين مقامات مدرسه يه درس عبرت بدن.
-
ترجمه های کمتر
- کلاس
- پند
- گوشمالی
- تنبیه
- اخلاق
- مفهوم
- نکوهیدن
- آموزه
- روحیه
- جلسه ی درس
- درس دادن
- درست عبرت
- گزینه ی انجیل (که در مراسم کلیسایی قرائت می شود) (lection هم می گویند)
- گوشمالی دادن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " lesson " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Lesson
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Lesson" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Lesson در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "lesson" با ترجمه به فارسی
-
برنامه ی آموخته ی ریسک
-
من برای درس امروز خيلی هیجان زده ام
-
طرح درس
-
آموخته ها
-
باز نمود (اصول یا مبانی چیزی) · درس عینی · نمایش عملی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن