ترجمه "lethality" به فارسی
کوشندگی, مرگ اوری, کشنده بودن بهترین ترجمه های "lethality" به فارسی هستند.
lethality
noun
دستور زبان
the fact of something being lethal; the ability of something to kill [..]
-
کوشندگی
noun -
مرگ اوری
-
کشنده بودن
The lethality in vampires is still spotty.
. کشنده بودن خون آشام ها هنوز مايه لکه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " lethality " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "lethality" با ترجمه به فارسی
-
دوز کشنده میانه (آی.دی 50)
-
متوسط دوز کشنده
-
تزریق کشنده
-
بيشدوز · تعیین مقدار مصرف · دوز كشنده · دوز موثر میانه · دوز کشنده · دوزاژ · چندهگذاری
-
(زیست شناسی) ژن مرگبار (که در مراحل آغازین موجب تباهی ساز واره می شود) · ژن کشنده (lethal factor هم می گویند)
-
ژنهای کشنده
-
ام.آی.دی (دوز کشنده میانه)
-
مرگ آور · مرگبار · مهلک
اضافه کردن مثال
اضافه کردن