ترجمه "lethargy" به فارسی
رخوت, خفتگی, خمودی بهترین ترجمه های "lethargy" به فارسی هستند.
lethargy
noun
دستور زبان
A state of fatigue, sluggishness, lassitude and inactivity. [..]
-
رخوت
A state of physical and/or mental weakness and a lack of vigor.
We must resist falling into a state of spiritual drowsiness or lethargy.
ما باید در برابر رخوت یا خوابآلودگی روحانی مقاومت کنیم.
-
خفتگی
-
خمودی
-
ترجمه های کمتر
- خوابناکی
- فسردگی
- کندی
- خستگی بیش ازحد
- لترجی
- افسردگی
- بی حالی
- بی علاقگی
- خواب مرگ
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " lethargy " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن