ترجمه "levee" به فارسی

خاکریز, لنگرگاه, خاکدیوار بهترین ترجمه های "levee" به فارسی هستند.

levee verb noun دستور زبان

An embankment to prevent inundation; as, the levees along the Mississippi. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • خاکریز

    noun
  • لنگرگاه

    noun
  • خاکدیوار

    ridge or wall to hold back water

  • ترجمه های کمتر

    • لوار
    • دیواره
    • سیل بند
    • چل
    • بند
    • (انگلیس - دربار سلطنتی یا اشرافی) سلام
    • (در دو طرف رودخانه) سد خاکی ساختن
    • (دیواره ی خاکی که برای جلوگیری از طغیان در دوسوی رودخانه می سازند) خاکریزی
    • (محل پهلو گیری قایق در رودخانه) باراندازگاه
    • (مرزبندی خاکی در اطراف کشتزاری که آبیاری می شود)مرزخاکی
    • بار عام
    • خاک دیوار
    • خاک دیوار ساختن
    • رود اسکله
    • مراسم سلام
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " levee " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "levee"

اضافه کردن

ترجمه های "levee" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه