ترجمه "leveling" به فارسی
هماهنگ سازی, تسطیح بهترین ترجمه های "leveling" به فارسی هستند.
leveling
noun
verb
دستور زبان
(US) Present participle of level. [..]
-
هماهنگ سازی
Resolving resource conflicts or overallocations by delaying or splitting certain tasks. When Project levels a resource, its selected assignments are distributed and rescheduled.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " leveling " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Leveling
-
تسطیح
عباراتی شبیه به "leveling" با ترجمه به فارسی
-
(کامپیوتر) وابسته به زبان فرازین (زبان سطح بالا) · بالا سطح · بلند پایه · در سطح بالا · وابسته به یا توسط اشخاص عالیرتبه · کهبد
-
سطح رفتاری
-
استراتژی سطح سازمان
اضافه کردن مثال
اضافه کردن