ترجمه "leveraging" به فارسی
اعتبار اهرمی, وسیله نفوذ بهترین ترجمه های "leveraging" به فارسی هستند.
leveraging
verb
noun
Present participle of leverage. [..]
-
اعتبار اهرمی
-
وسیله نفوذ
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " leveraging " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "leveraging" با ترجمه به فارسی
-
(بازرگانی) خریدن شرکت و غیره توسط کسانی که پول خود را وام گرفته اند (و از پیش شرکت مورد ابتیاع را برای گرفتن وام گروگذاشته اند)
-
اهرم · جاساز کردن و کاربردی را افزودن · داده های نافذ، اهرمی
-
اهرم سرمایه
-
متعادل سازی دانش
-
اهرم مالی
-
مباحث تشخیصی داده های نافذ
-
درجه اهرم مالی
-
اهرم عملیاتی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن