ترجمه "Leverage" به فارسی
اهرم, جاساز کردن و کاربردی را افزودن, داده های نافذ، اهرمی بهترین ترجمه های "Leverage" به فارسی هستند.
Leverage
-
اهرم
Leverages his sole knowledge of the chest's location to gain control of the men.
از آگاهیِ خودش نسبت به موقعیت صندوق به عنوان اهرم استفاده میکنه ، تا کنترل افراد رو بدست بگیره.
-
جاساز کردن و کاربردی را افزودن
-
داده های نافذ، اهرمی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Leverage " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
leverage
verb
noun
دستور زبان
A force compounded by means of a lever rotating around a pivot; see torque. [..]
-
نفوذ
nounWe can use this as leverage to get Chad back.
ما ميتونيم از اين به عنوان قدرت نفوذ استفاده کنيم.
-
قدرت
nounFarmers are basically a really important leverage point.
اساسا، کشاورزان می توانند نقطه ی قدرت مهمی باشند.
-
پشنگش
-
ترجمه های کمتر
- خرید
- (بازرگانی) با پول قرضی سرمایه گذاری کردن
- اعمال فشار
- اهرم بندی
- با رهن گذاری دارایی سرمایه جور کردن
- بار خیزانی
- دستگاه اهرمی
- زور آوری
- سود مکانیکی اهرم
- طرز به کار بردن اهرم
- عمل اهرم
- میله بندی
- نسبت بدهی به دارایی
- وسیله نفوذ
- وسیله ی انجام کاری
- کاربرد پشنگ
عباراتی شبیه به "Leverage" با ترجمه به فارسی
-
(بازرگانی) خریدن شرکت و غیره توسط کسانی که پول خود را وام گرفته اند (و از پیش شرکت مورد ابتیاع را برای گرفتن وام گروگذاشته اند)
-
اهرم سرمایه
-
متعادل سازی دانش
-
اهرم مالی
-
مباحث تشخیصی داده های نافذ
-
درجه اهرم مالی
-
اهرم عملیاتی
-
درجه اهرم عملیاتی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن