ترجمه "liberator" به فارسی

آزادکننده, آزادگر, آزادی بخش بهترین ترجمه های "liberator" به فارسی هستند.

liberator noun دستور زبان

A person who frees or liberates. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • آزادکننده

    That liberator of Colonel Pontmercy was on the point of committing a crime whose scope Marius did not, as yet, clearly comprehend

    این آزادکننده کلنل پون مرسی هماکنون درصدد اقدام به سوء قصد خطرناکی است که ماریوس هنوز شکلش را به خوبی تمیز داده است

  • آزادگر

  • آزادی بخش

    where The Liberator had hung his dying man' s hammock

    جایی که آزادی بخش ننوی مرگ خود را آویزان کرده بود.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " liberator " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "liberator" با ترجمه به فارسی

  • فمینیسم لیبرال
  • (در اصل) هفت موضوع درسی که در آموزش کلاسیک و دوران رنسانس مورد تاکید بود · (دردانشگاه های امریکا و انگلیس و کانادا) دروس علوم انسانی (ادبیات و فلسفه و غیره و علوم پایه : ریاضی و فیزیک و غیره - در برابردروس عملی یا فنی یا حرفه ای مانند حسابداری و کامپیوتر و غیره) · آموزش و پرورش آزادگر · علوم انسانی · علوم مقدماتی
  • آزادسازی اقتصادی
  • علوم مقدماتی
  • (تفسیر یا ترجمه) آسان گیرانه · (در اصل) در خور آزادگان · (هوادار اصلاحات و پیشرفت و آزادی های فردی) آزادیخواه · آزاد · آزاد اندیش · آزاد ساز · آزادمنش (دارای گذشت و تحمل نسبت به کسانی که دارای عقاید و باورهای دیگری هستند) · آزاده · آزادوار · بخشنده · حزب لیبرال کانادا · خالی از تعصب · خوش قیافه · دست و دل باز · دهشگر · دهنده · راد · رهایی بخش · زیاد · سخاوتمند · سخی · سزاوار آزاد مردان · صاحب کرم · طرفدار لیبرالیسم · غیر متعصبانه · فراوان · لیبرال L( -10 بزرگ) حزب لیبرال انگلیس · مترقی · ناسنت گرای · نظام جمهوری و مردمی (در برابر نظام های شاهی یا اشرافی و غیره) · وابسته به حزب لیبرال L( -11 بزرگ) عضو حزب لیبرال · وابسته به علوم انسانی · وارسته · وافر · پیشروی گرای · گشاده دست
  • سازمان رهایی افغانستان
  • بینالملل لیبرال
اضافه کردن

ترجمه های "liberator" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه