ترجمه "liege" به فارسی
رعیت, سرور, تبعه بهترین ترجمه های "liege" به فارسی هستند.
liege
adjective
noun
دستور زبان
A free and independent person; specifically, a lord paramount; a sovereign. [..]
-
رعیت
nounMr. Mawmsey laughed more than he would have done if he had known who the king's lieges were
آقای مامزی با صدای بلند خندید ـ اگر معنای رعیت شاه را درک کرده بود به این بلندی نمیخندید ـ
-
سرور
nouna just question, my liege
سوال خوبي بود ، سرور من
-
تبعه
noun
-
ترجمه های کمتر
- وفادار
- (قانون فئودال ها) دارای حق خدمت و بیعت از طرف رعایا
- ارباب کل
- اعلی حضرت
- تیول دار
- نمک شناس
- هم بیعت
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " liege " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Liege
noun
city in eastern Belgium; largest French-speaking city in Belgium
-
آنتورپ
-
برايانت
-
بلژیک
proper
-
ترجمه های کمتر
- لوكزامبرگ
- ليژه
- لیژ
- ناميور
- هاينولت
- فلاندر شرقي
- فلاندر غربي
- پادشاهي بلژيك
عباراتی شبیه به "liege" با ترجمه به فارسی
-
تبعه · رعیت · هم بیعت
-
ليژه (بلژيك)
اضافه کردن مثال
اضافه کردن